ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

67

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

وقتى فخر الملك وارد تخت روان شد نزديك صندلى ويژهء سلطان نشست ولى يكى از خاصان سلطان گفت : به ما دستور داده‌اند كه جلوس شما در روى صندلى خود سلطان باشد . هنگامى كه به سلطان محمد وارد شد ، سلطان او را پهلوى خود نشاند و اكرام و نوازش كرد و به حرفهاى او توجه كافى مبذول داشت . خليفه نيز گروهى از خاصان و صاحبمنصبان خود را به ديدار وى فرستاد . خود نيز ازو پذيرائى كرد و برايش مستمرى زياد ترتيب داد . سلطان محمد نيز همين كار را كرد . او نيز به سلطان محمد خدمتى كرد كه هيچكس از امثال او تا آن تاريخ در حق ملوك نكرده بود . تمام اينها نتيجهء جهاد در دنياست و يقينا در آخرت اجر آن بيش‌تر است . فخر الملك ، وقتى به سلطان پيوست هداياى خود را تقديم كرد . سلطان از حال او و سختىهائى كه در جنگ با كفار ديده و رنج‌هائى كه در زد و خورد با آنان كشيده بود پرسيد . او حال خود و قدرت و توانائى دشمن خود و طول مدتى كه شهرش در حلقهء محاصره دشمن بود ، همه را شرح داد و از سلطان براى پيكار با دشمن ، قشون و تجهيزات خواست و ضمانت كرد كه چنانچه قشونى همراه وى بروند و با دشمن جنگ كنند كليه مايحتاجشان را فراهم سازد و در اختيارشان بگذارد . سلطان نيز وعده داد كه او را مساعدت كند . بعد فخر الملك به دار الخلافه رفت و آنچه را كه براى سلطان محمد شرح داده بود براى خليفه نيز بيان كرد و هداياى گرانبهائى نيز پيشكش نمود و تا ماه شوال كه سلطان محمد از بغداد حركت كرد ، او در آنجا اقامت داشت . سلطان محمد او را در نهروان احضار كرد و به امير حسين بن اتابك